‫ســردار! تولدت مبارک +عکس
بچه محله سرچشمه، جوانكی لاغر اندام و سر به زیر با موهای فرفری كه مانند بسیاری از جوانان انقلاب، تاریخ ساز شد؛ بعد از شهادت علی (برادرش) در سوسنگرد كه از كودكی‌ انس زیادی با هم داشتند، عزمش بیش از پیش جزم شد و با نبوغ بی‌حدش،‌ كاری را شروع كرد كه از ساخت خمپاره 60 آغاز شد.

 
خبرنامه دانشجویان ایران: بچه محله سرچشمه، جوانكی لاغر اندام و سر به زیر با موهای فرفری كه مانند بسیاری از جوانان نسل انقلاب، پاسداری از نهضت را تكلیف خود دانست و به صف سپاهیان روح‌الله پیوست و سرباز فرمانده كل قوا شد؛ بعد از شهادت علی (برادرش) در سوسنگرد كه از كودكی‌ انس زیادی با هم داشتند، عزمش بیش از پیش جزم شد و با نبوغ بی‌حدش،‌ كاری را شروع كرد كه از ساخت خمپاره 60 آغاز شد و تا موشك شهاب 3 رسید. جوانی كه در دانشگاه جنگ،‌ فارغ التحصیل شد؛ از صدام تا سران صهیونیستی و آمریكایی برای سرش جایزه گذاشتند و شد كابوس بی‌پایان لشكریان شیطان و امیر لشكریان خدا.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ امروز ششم آبان روز تولد شهید حسن تهرانی مقدم است و در این گزارش مروری كوتاه داریم بر مقاطع تاثیرگذار زندگی این دانشمند عزیز كه اقدامات جهادگرانه‌اش پایه‌گذار بسیاری از پیشرفتهای فناورانه و بازدارنده گذشته و آینده شد.

6/8/1338

در محله سرچشمه تهران متولد شد. پدرش محمود تهرانی مقدم به پیشه خیاطی مشغول بود.

1345

اغاز تحصیلات

به علت شغل پدر (خیاطی) به محله شكوفه وسپس به محله بهارستان نقل مكان كرد و مدارس ابتدایی و دبیرستان را در همین مناطق گذراند.

1348

ورود به مسجد زینب كبری(س)

در مسجد زینب كبرای سرچشمه زیر نظر آیت‌الله سید علی لواسانی امام جماعت و مدیر مسجد،‌ تعلیمات دینی و مقدمات آشنایی با اسلام را فرا گرفت و به همراه برادرانش در گروه سرود مسجد شروع به فعالیت كرد. این گروه سرود، هسته‌ اصلی گروه سرودی بود كه در روز 12 بهمن 57 در فرودگاه مهرآباد به اجرای برنامه پرداخت.

آیت‌الله لواسانی در این باره می‌گوید:«محل ما خیابان امیركبیر،‌ كوچه آمیز محمود وزیر است. آنجا یك مسجد و یك حوزه علمیه داریم و خانه ما هم كنار مسجد است. وقتی می‌رفتیم برای نماز، كارهای دیگری هم می‌كردیم. مثلا با نوجوانان كارمی‌كردیم و برایشان نامه داشتیم. یك گروه سرود هم درست كرده بودیم كه در روزهای انقلاب برای خودش بروبیایی داشت. مسجد پررونقی بود و بچه‌های خوبی در آن رفت و آمد می‌كردند. برخی كه نمی‌امدند، كسی را می فرستادم ومی‌گفتم بگویید آقای لواسانی كارتان دارد. به دنبالشان میرفتیم. الحمدالله آن نسل حالا سردار و سرتیپ ومتخصص شده‌اند و برای خودشان بروبیایی دارند خدارا شكر.

سه برادر بودند. محمد آقا كه خدا حفظشان كند الان هستند، حاج حسن آقا كه یگانه بودند و شهید علی، برادر اینها. مادر خوب و متدینی دارند. خداحفظشان كند. اینها رو اورد مسجد پیش ما. چقدر این جاج حسن آقا با اخلاص بود. ما با اینها مانوس بودیم و برایشان كلاس گذاشته بودیم وبرایشان احكام می گفتیم. جقدر بچه‌های خوبی بودند»

1356

قبولی در دانشگاه در مقطع فوق دیپلم

در رشته صنایع (برش قطعات صنعتی) در مقطع فوق دیپلم مدرسه عالی تكنیكیوم نفیسی پذیرفته شد.

1357

همراهی در مبارزات انقلابی

همزمان با اوج‌گیری فعالیت انقلابی تحت تاثیر برادرش محمد به صف انقلابیون پیوست. برادر بزرگترش احمد در این باره می گوید:«در روزهای منجر به پیروزی انقلاب به اتفاق دوستانش در فعالیت‌های زیرزمینی، نارنجك‌های دستی می‌‌ساخت كه با استفاده از سه راهی لوله آب تولید می‌شد. شب 22 بهمن در میدان امام حسین (فوزیه سابق) با پرتاب نارنجك دستی یك خودروی نظامی ارتش را مصادره و سرهنگ سوار بر خودرو را به اسارت درآورد» .

1358

اخذ مهندسی صنایع

در مقطع لیسانس رشته مهندسی صنایع ادامه تحصیل داد و موفق به اخذ مدرك مهندسی شد.

تیرماه 1359

عضویت در سپاه پاسدران

در اطلاعات منطقه 3 سپاه شمال مشغول به فعالیت شد وتا 31/7/59 در این سمت باقی ماند. در زمان شورش‌های قوی در نقاط مرزی كه مهم‌ترین آنها حوادث تجزیه‌طلبانه در كردستان بود و سپاه را در 15 ماه اول عمر خود متوجه ضرورت تقویت صبغه نظامی كرد. با این رویكرد تا شهریور 1359 كه در آستانه هجوم رژیم بعث عراق قرار گرفتیم، حداكثر توان رزمی سپاه تعداد معدودی گردان‌های رزمی بود كه با روش‌های چریكی وغیر كلاسیك، درگیر مبارزه با اشرار وضد انقلابیون مسلح در كردستان شدند. سنگین‌ترین سلاحی هم كه در اختیار سپاه بود، تعدادی خمپاره‌انداز و آرپی‌جی و تیربار بود در حالی كه همین وضعیت ضد انقلابیون در كردستان، مسلح به توپخانه هم بودند. شاید آمار كل سلاح‌های سپاه در آن مقطع از چند هزار تفنگ ژ3 و كلت و ده‌ها خمپاره‌انداز و آرپی‌جی تجاوز نمی‌كرد و این، همه موجودی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود.

1359

بعد از عملیات ثامن‌الائمه كه منجر به رفع محاصره آبادان شد‌، ازجمله غنائم به دست آمده از عراق یك آتشبار توپخانه 155 میلیمتری كشش بود كه از جانب دشمن در شمال ابادان بین دارخوین و پل مارد مستقر بود. این آتشبار توپخانه بلافاصله تعمیر و عملیاتی شد و در همان منطقه علیه دشمن به كار گرفته شد. سه ماه بعد در عملیات فتح بستان مجددا یك گردان توپخانه 130 میلیمتری و یك آتشبار 105 میلیمتری پرتغالی ارتش عراق از سوی رزمندگان تیپ 14 امام حسین (ع) اصفهان به غنیمت گرفته شد كه این گردان به دستور حسین خرازی (فرمانده تیپ) سازماندهی شده و در عملیات فتح‌المبین در پشتیبانی از گردان‌های مانوری بسیجی مبادرت به اجرای اتش كرد.

این دواتفاق مبدا شكل‌گیری توپخانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

آذر 1360

مسئول تطبیق آتش خمپاره‌ای سپاه در قرارگاه كربلا در عملیات طریق‌القدس

حاج حسن بعد از عملیات ثامن‌الائمه متوجه ضعف اتش پشتیبانی خودی مستقر در خطوط مقدم جنگ شد،‌ مدت‌ها روی این موضوع فكر كرد و سرانجام در پاییز 1360 طرح ساماندهی آتش پشتیبانی (خمپاره‌اندازها) را به صورت سنجیده و مدون تقدیم حسن باقری كرد. نامه را محسن رضایی(فرمانده وقت كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) امضا كرد وتحویل حسن باقری داد و حسن باقری آن را به حسن مقدم داد. حاج حسن نامه تایپ شده را خواند و دید طرح خودش درباره ساماندهی خمپاره‌اندازها به منظور پشتیبانی از نیروهای پیاده است. نامه خطاب به فرماندهان قرارگاه قدس، نصر، فجرو فتح سپاه در جبهه‌های جنوب بود: «برادر حسن مقدم به عنوان فرمانده پشتبیانی كننده آتش‌های خمپاره‌ای سپاه معرفی می‌شوند، لازم است با او همكاری كنید».

1361

تاسیس توپخانه سپاه

روایت شهید «عملیات فتح‌المبین تمام شد. من در سپاه شوش وقتی گزارش را به آقا رشید می‌دادم، دیدم آقا رشید باخنده می‌گوید«مقدم برو توپخانه سپاه را سازماندهی كن. برو سراغ توپخانه». گفتم آقا رشید ما داریم خمپاره را سازماندهی می‌كنیم. در عملیات فتح‌المبین (اگر اشتباه نكنم)148 قبضه انواع توپ‌های روسی به غنیمت سپاه درآمده بود. آن موقع سپاه 9 تیپ داشت. قرار شد برویم آن توپ‌ها را بیاوریم و سازماندهی كنیم. شهید بزرگوار حسن شفیع‌زاده اولین نفری بودكه رفتم دنبالش. بعد از عملیات فتح‌المبین از تیپ‌المهدی شوش آوردمش پیش خودم و آقای محمد آقایی كه از مسئولین توپخانه سپاه بودند، به انضمام شهید ناهیدی. این بچه‌های نخبه باهوش را جمع كردیم و توپخانه سپاه راتشكیل دادیم».

1361

راه‌اندازی مركز تحقیقات فنی توپخانه در اهواز

روایت شهید: «در آن زمان توپ‌های غنیمیتی ما 156 قبضه بود كه همه آنها در دشت عباس و چناله به غنیمت گرفته شده‌بودند. ما برادران ارتشی را برای آموزش این توپ‌ها دعوت كردیم كه یك تیم از توپخانه‌ ارتش برای ما اعزام شد و وقتی توپ‌ها را دیدند گفتند این توپ‌ها روسی هستند و آموزشی ك ما دیده‌ایم توپ‌های آمریكایی بوده و كاربرد این توپ‌ها را نمی‌دانیم. ما می‌خواستیم از این توپ‌ها در عملیات بیت‌المقدس استفاده كنیم ولی هیچ آموزشی ندیده بودیم. توپ‌های زیادی با مهمات خوبی داشتیم ولی برای ما كارامد نبودند. برادر بهمن چیره دست به دلیل تخصصی كه داشتند توپ‌ها را راه‌اندازی كردند و مركز تعمیر و نگهداری توپخانه راه‌اندازی شد و توپ‌ها راهی عملیات شدند. دومین نفری كه به یاری ما شتافت،‌ شهید ناهیدی بود كه آموزش‌های لازم را خیلی با حوصله برای استفاده از وسایل غنیمت گرفته شده مثل ترتیل‌های فلزی،‌ دوربین‌های پاكدو و تجهیزات نشانه‌روی به ما دادند».

1361

آغاز زندگی مشترك

پدرش محمود تهرانی مقدم در همین سال از دنیا رفت و حسن با وجود مشغله فراوان در جنگ با اصرار خانواده زندگی مشترك را آغاز كرد.

آبان 1362

راه‌اندازی فرماندهی موشك سپاه

روایت سردار زهدی:«ابان سال 1362 به برادر حسن تهرانی مقدم كه صاحب ایده‌های بزرگی در این زمینه بود،‌ ماموریت راه‌اندازی و سازماندهی «فرماندهی موشكی زمین به زمین سپاه» محول گردید ».

بهمن 1362

شلیك توپ به سمت بصره

حضرت امام (ره) با مقابله به مثل حملات موشكی عراق موافقت كردند. ما در آن زمان فاقد سامانه موشكی بودیم و فقط با توپخانه می‌توانستیم مقابله به مثل كنیم. در جلسه‌ای كه سردار مقدم به عنوان فرمانده توپخانه سپاه حضور داشتنتد،‌ قرار شد شهر بصره را با توپ‌های 130 میلیمتری كه حداكثر برد آنها 28 تا 30 كیلومتر بود مورد حمله توپخانه‌ای قرار بدهیم.

اسفند 1363

شلیك اولین موشك به سمت عراق

در تاریخ 21/12/1363 اولین موشك ایران به كركوك شلیك شد. دومین موشك هم در بامداد 23/12/1364 به بانك 18 طبقه رافدین بغداد اصابت كردو موشك بعدی در باشگاه افسران ارتش عراق در بغداد فرود آمد و حدود 200 نفر از فرماندهان عراقی را به هلاكت رساند.

روایت سردار زهدی: «وقتی كه بنا شد اولین موشك را خود برادران سپاه به سمت بغداد شلیك كنند، با هم به كرمانشاه رفتیم. مقدمات كار فراهم شد و باشگاه افسران بغداد را هدف گرفتیم. مرحوم شهید مقدم پیشنهاد كرد اول دعای توسل بخوانیم و بعد از دعا به زبان فارسی با خدا صحبت كرد و گفت: «خدایا ما نمی‌خواهیم مردم عراق را بكشیم. ما می‌خواهیم نظامیان را از بین ببریم كه هم ما و هم عراقی‌ها را می‌كشند. خدایا این موشك را باشگاه افسران بزن». موشك شلیك شد و همه پای رادیو نشستیم. پس از چند دقیقه رادیو بی‌بی‌سی اعلام كرد یك موشك باشگاه افسران بغداد را منهدم كرده و تعداد زیادی از افراد حاضر در آن كشته شده‌اند. من پیشانی شهید مقدم را بوسیدم و گفتم این به هدف خوردن موشك نتیجه اخلاص و پاكی تو بود».

شهریور 1364

انتصاب به عنوان فرمانده موشكی نیروی هوایی سپاه

پس از صدور فرمان تاریخ امام (ره) مبنی بر تشكیل نیروهای سه گانه سپاه پاسداران،‌ شهید مقدم در سال 1364 به سمت فرماندهی موشكی نیروی هوایی سپاه منصوب شد.

روایت محسن رضایی: «جنگ شهرها كه آغاز شد صدام به شدت شهرهای ما را با موشك و بمباران هوایی مورد حمله قرار می‌داد و فشار خیلی زیادی روی ما می‌آمد. من یك روز برادر محسن رفیق دوست را كه مسئول لجستیك سپاه بود خواستم و گفتم ما چاره‌ای نداریم جز اینكه جواب موشك‌ها را با موشك بدهیم، لذا ایشان را فرستادیم سوریه و لیبی و در آخر جنگ هم كره شمالی.

بعد دیدم باید ساماندهی موشك‌ها را خودمان انجام دهیم. بعد از مشورت با برادران رشید، صفوی و شمخانی به این نتیجه رسیدم كه فرد مناسب برای این كار حسن تهرانی است. ایشان را فراخواندیم و گفتیم توپخانه را بسپار به شفیع‌زاده و خودت با تیمی از دوستانت یگان موشكی را تشكیل دهید. ایشان كمی به من نگاه كرد و چیزی نگفت. بعدها برادر جعفری مسئول زرهی سپاه به من گفت در سوریه كه بودیم حسن به من گفت: برادر محسن از من خواسته تیپ موشكی تشكیل بدهم. توپخانه را می‌شد كاری كرده ولی موشك‌های خیلی پیچیده‌اند. به هر حال باید با توكل این كار را انجام دهیم».

1365

تلاش برای استقلال در صنعت موشكی

از 20 مرداد 1365 تا 10 دی 1365 بعد از عملیات والفجر 8 و قبل از كربلای 4، لیبیایی‌ها در همكاری موشكی كارشكنی كردند و ما توان جواب دادن نداشتیم. ما در 20 مرداد 65 پالایشگاه نفتی الدوره عراق را زدیم. در این مقطع پنج موشك زدیم ولی به دلیل كارشكنی لیبیایی‌ها 35 روز توان پاسخ نداشتیم. لیبیایی‌ها 38 ایراد روی سكو قطعات گذاشته بودند. بعضی از قطعات همزمان با مذاكراتی از كره شمالی وارد شد.

روایت محسن رضایی: «قذافی فكر كرده بود با دادن تعدادی موشك می‌تواند دل مارا به دست بیاورد و امام بعد از گذشت چند سال از انقلاب به او اجازه ملاقات می‌دهد كه به ایران بیاید، بنابراین چندین موشك به همراه لانچر پرتاب و تعدادی كارشناس را به ایران فرستاد. همین كه ما مشغول كار با آنها شدیم، شنیدیم كه پادگانی كه برایشان در نظر گرفته‌ایم را ترك كرده‌اند و به همراه قطعاتی از موشك‌ها به سفارت لیبی رفته‌اند، به طوری كه نمی‌توان از موشك‌ها استفاده كرد. حسن و تیمش ظرف دو ماه این موشك‌ها را عملیاتی كردند و به محض اینكه عراق موشك زد، ما هتل الرشید را كه محل تجمع دیپلمات‌ها بود زدیم».

مرداد 1367

شركت در عملیات مرصاد

به روایت سردار نامی: «در بحبوحه عملیات مرصاد دیدیم سردار مقدم به عنوان یك خدمه پای یك خمپاره 120 در حال شلیك به سمت دشمن و منافقین است. سردار مقدم یعنی كسی كه به عنوان فرمانده موشكی در حال انجام وظیفه بود وقتی ضرورت را احساس می‌كند می‌آید به عنوان یك خدمه 120 به مقابله با دشمن».

1366

به روایت سردار نامی: «همزمان با انجام عملیات‌های مقابله به مثل موشكی و با پیگیری‌هایی كه خود سردار مقدم داشتند در اواخر جنگ به یك سامانه موشكی و راكت ساخت داخل دست پیدا كردیم به نام راكت نازعات، كه بردش بین 80 تا 120 كیلومتر است و با تلاش‌هایی كه انجام داده‌بودند به 150 كیلومتر رسیده‌بود. از دلایل طراحی و ساخت این سامانه، كمك در كنار موشك اسكاد بود كه بتواند با یك نواخت تیر بالا قدرت مقابله با جنگ شهرها را داشته باشد. موشك اسكاد، موشك گران قیمتی است و به لحاظ آماده‌سازی و كم و كیف پرتاب برای اهداف خاص استفاده می‌شود. ما بعضا اهدافی داشتیم با ابعاد گسترده‌كه حتما نیاز به دقت یا قدرت انفجار زیاد داشت منتها تنها سامانه‌ای كه داشتیم همین اسكاد بود و لذا از همان مقطع همزمان با فعالیت تحقیقاتی جهت ساخت موشك‌های اسكاد ساخت سامانه‌های ارزان قیمت و دارای قدرت مانور بالاتر نیز آغاز شد، تا بتوانیم بعضی از اهدافی را كه ارزش واهمیت چندانی ندارد با آن سامانه مورد اصابت قرار بدهیم. همانجا تلاش و پیگیری برای ساخت و تولید موشك نازعات در اولین قدم طرح‌ریزی شد و در دستور كار قرار گرفت كه ما در پایان جنگ یعنی اواخر سال 66 موفق شدیم به این سامانه دست پیدا بكنیم».

1377

موفقیت در ساخت شهاب 3

روایت سردار «عباس خانی ارامنی» جانشین فرمانده توپخانه و موشكی نیروی زمینی سپاه، «درست است كه وزارت دفاع به عنوان واحد پشتبیانی كننده نیروهای مسلح در بحث ساخت موشك «شهاب 3» وارد می‌شود، اما عمده كارهای تحقیقاتی‌اش را شهید مقدم انجام داده بود. این شهید عزیز عقیده داشت، نباید چیزی را دیگران بسازند و بعد آن را به ما بدهند. به عبارت دیگر می‌گفت اگر نیروهای مسلح ما درك كردند بنابر نوع تهدید به چه ابزاری برای مقابله نیاز دارند، باید برای تولید آن گام بردارند. زیرا متخصصان داخلی كشورمان ازتوانمندی و قدرت عمل بسیار بالایی برخوردار هستند».

1381

ساماندهی صعود بزرگ به قله دماوند

روایت سردار «یدالله مكاری» مسئول هیات كوهنوردی سپاه: «كاری كه سردار حسن مقدم انجام داد، كاری بس دشوار و بزرگ بود ولی از آنجا كه قربه الی الله بود و همراه باتوكل و نشات گرفته از نام ائمه و یاری گرفتن از آنها بود،‌باموفقیت به انجام رسید صعود به قله دماوند بدون شك برای اولین و آخرین بار بود كه اجرا شد. در سالروز میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) از چهارده یال كوه دماوند با نا م چهارده معسوم با شركت 5000 كوهنورد از سراسر رده‌های سپاه انجام شد كه از 5000 نفر، 4137 نفر آنان موفق به صعود بر بام ایران یعنی قله دماوند شدند و حدیث كسا را انجا قرائت كردند».

1384

جانشین نیروی هوایی سپاه

در تاریخ 1/7/1384 به عنوان جانشین سردار علی زاهدی در نیروهای هوایی سپاه پاسداران منصوب شد.

اذر 1385

رئیس سازمان جهاد خودكفایی سپاه

در ت25/9/1385 به عنوان مشاور فرمانده كل سپاه در امور موشكی و رئیس سازمان خودكفایی سپاه انتخاب شد.

22/8/90

شهادت

در پادگان امیرالمومنین (ع) و در حال آماده‌سازی آزمایش موشكی بر اثر انفجار زاغه مهمات، به یارانش شهید احمد كاظمی، حسن شفیع زاده، حسن غازی،‌غلامرضا یزدانی ، علیرضا ناهیدی، مصطفی تقی‌خواه و ... پیوست.