سایت های بی بی سی، دوویچه وله و...  از نامه  ۶ تن از اعضای جریانات ملی مذهبی به رهبر معظم انقلاب خبر داد، نامه ای که مبنای نگارش آن شایعه ای بود که هفته های قبل از سوی تمام طرف ها تکذیب شد.
 

سایت های بی بی سی، دوویچه وله و...  از نامه  سرگشاده ۶ نفر از اعضای جریانات ملی مذهبی به رهبر معظم انقلاب خبر دادند، نامه ای که مبنای نگارش آن شایعه و دروغی بود که هفته های قبل از سوی تمام طرف ها تکذیب شد.

 

دوویچه وله اضافه می کند: « نام محمد بسته‌نگار، حبیب‌الله پیمان، حسین شاه‌حسینی، احمد صدر حاج سیدجوادی، اعظم طالقانی ونظام‌الدین قهاری در زیر این نامه‌ی سرگشاده که در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۹۱ نوشته شده به چشم می‌خورد. آنان در نامه‌ی خود به رهبر جمهوری اسلامی نوشته‌اند که شرایط فعلی برای مذاکره با آمریکا مناسب نیست و پیشنهاد کرده‌اند که زمان این مذاکره به تعویق افتد.»!

 

نگارندگان نامه معتقدند مذاکره‌ی ایران و آمریکا در شرایط فعلی از موضع برابر نخواهد بود چرا که اوباما توانسته است با تحرکات خود ایران را منزوی کند، لذا در صورت مذاکره "ایران قدرت چانه‌زنی ندارد و در موضع ضعف است".


سوال اینجاست چرا آمریکایی که به زعم آنها قدرتی جهانی است که حتی با توجه به بحران اقتصادی " مورد تهدید جدی و چالشی لاینحل نیست" به شدت پیگیر مذاکره با یک کشور منزوی است و کشوری که منزوی باشد هیچ خطری برای پیشبرد سیاست های آمریکا ندارد.


دوویچه وله ادامه می دهد: « شش فعال ملی مذهبی با توجه به چنین زمینه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی توصیه کرده‌اند: «تصمیم عاقلانه این است که در چنین شرایطی ایران، زمان مذاکره را عقب اندازد و قبل از شروع مذاکره تمهیداتی را فراهم کند و سپس با قدرت ملی به میز مذاکره بازگردد.»


اما تمهیدات آنها که برای تبدیل ایران به یک "قدرت ملی" تأمل برانگیز است.


یکی از تمهیدات اینست که زمان مذاکرات _ بنابر فرض نویسندگان نامه که دل به شایعات بسته اند_ به بعد از انتخابات ریاست جمهوری موکول و با "انتخاب رئیس‌جمهوری که واقعا نماینده‌ی مردم باشد" "تعامل خلاقانه با آمریکا" پس از انتخاب رئیس‌جمهوری در ایران به عنوان "پشتوانه‌ی مردمی برای دفاع از منافع ملی" آغاز شود.


با توجه به سابقه امضا کنندگان نامه در پشتیبانی از اغتشاشات  سال 88 و دمیدن در آتش فتنه و در نهایت تبدیل شرینی جشن حضور حماسی مردم در انتخابات همان سال به  تلخی کامی، چه ضمانتی وجود دارد که اگر_ ویقینا _ بار دیگر کاندیدای منتخب آنان انتخاب نشد سناریوی بازی با آرای مردم  تکرار نشود. در همین نامه یکی از راه کارهای رسیدن به " قدرت ملی " را آزادی تمام کسانی می دانند که غرور و قدرت ملی واقعی ایران و پشتوانه عظیم مردمی را در دید جهانیان خدشه دار کردند.


جالبتر آنکه برای رسیدن به قدرت ملی، تحقیرآمیزترین پیشنهاد را ارائه می کنند؛ "تعلیق غنی‌سازی اورانیوم" و "همکاری خلاق و سازنده با آژانس" برای رفع "سوء‌تفاهمات مربوط به انرژی هسته ای" .


با چه دلیل عقلی این پیشنهاد داده می شود؛ چرا زمانی که مقاومت ملت ثمر داده است و دشمنان غنی سازی اورانیوم  تا 5 درصد را قبول کرده  و در حال حاضر بحث بر غنای 20 درصد است عقبگرد کنیم.


حال که آمریکا سالهای گذشته در تعیین شرط تعلیق غنی سازی برای مذاکره با جمهوری اسلامی ایران در موضوعات مختلف مانند موضوع عراق و حضور آمریکا در جلسات 5+1 شکست خورده و اینبار بدون هیچ پیش شرطی پیشنهاد مذاکره داده است، امضا کنندگان نامه بر اساس چه  بینش و اصول سیاسی و براساس کدام عقل و منطقی پیشنهاد می دهند که تعلیق غنی سازی اورانیوم انجام شود. واقعا تصور می کنند تعلیق غنی سازی اورانیوم منجر به "قدرت ملی " و دست برتر ایران در مذاکرات می شود؟!


حضرت امام (ره) در سال 67 در پاسخ به نامه "محتشمی پور" وزیر کشور وقت، درباره خطر نهضت آزادی _ که امضاکنندگان نامه یا عضو این گروه و یا مرتبط با آن هستند _تصریح می‌کنند که: «اگر خداى متعال عنایت نفرموده بود و مدتى در حکومت موقت باقى مانده بودند، ملت هاى مظلوم به ویژه ملت عزیز ما اکنون در زیر چنگال امریکا و مستشاران او دست و پا می ‏زدند و اسلام عزیز چنان سیلى از این ستمکاران می خورد که قرن ها سر بلند نمی کرد، و به حسب امور بسیار، دیگر "نهضت به اصطلاح آزادى" صلاحیت براى هیچ امرى از امور دولتى یا قانونگذارى یا قضایى را ندارند و ضرر آن ها، به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند، و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بی مورد در تفسیر قرآن کریم و احادیث شریفه و تأویل هاى جاهلانه موجب فساد عظیم ممکن است بشوند، از ضرر گروهک هاى دیگر، حتى منافقین (این فرزندان عزیز مهندس بازرگان) بیشتر و بالاتر است.