شهید طاهری



وصیت نامه
...خدایا! تو را شاهد می گیرم که در مقابل فرمان تو و در مقابل عدل تو عاجز هستم و ناتوان. فقط ترحم تست که مرا امیدار کی کند چون تو رحمان و رحیمی، خداوندا مرا آنگونه بمیران که خودت صلاح می دانی . . .

سرانجام عمر مرا ختم به شهادت در راهت بگردان . . .

خدایا نمی دانم چگونه با تو صحبت کنم و از تو آمرزش بطلبیم، می دانم بزرگواری، کریمی، رحیمی، رحمانی و سبحان اللّه .
مادرم ! هرگز نگو دستم رفت بگو به سوی خدا شتافت. اگر رویم سفید باشد در قیامت ملاقاتت می کنم. اما تو ای همسرم ! ای شریک در مشکلاتم ای آنکه مسبب آن شدی تا در این وادی عشق که عشق که سلیمانش حسین است رو سفید باشم. و ای آنکه مظلومانه با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کردی مرا برای وصال با معشوق آماده نمودی. بدان که هرگز تو را از یاد نمی برم و اگر در قیامت آبرو داشته باشم منتظرت می مانم و تو را به صبر و تقوا دعوت می کنم و از تو می خواهم مثل همیشه سربلند و سرافراز بوده و سجده شکر بجای آری. در آینده و حال برای فرزندانمان مربی باش و آنها را طوری تربیت کن تا از دامن آنان بندگان خالص خدا پرورش یابند و در آینده ناصرالدین باشید.اگر من به علت گناهانم و غافل بودنم از خدای بزرگ، نتوانستم در زندگیمان معنویت را حاکم بکنم از هم اکنون از خدا می خواهم معنویت و توجه به خدای بزرگ را هر چه بیشتر نموده تا برمصائب صبر کنی و چون شیر زن کربلا زینب (س) خطبه بخوانی و پیام همه شهدا را به جهانیان و امت بعد از ما و آینده سازان برسانی با صدای بلند بگویی هیهات منا الذله و همچنین بر اراده آهنین و عزم راسخ خود در راه اعتلای کلمه حق بیفزایی، هرگز زبونی و خواری به خودت راه مده و مطیع امر خدا باش . چون خودت هم روزی به سوی خدا خواهی شتافت آن وقت است که در صورت جلب رضای پروردگارت سرافراز خواهی بود. همسرم بدان که در ظاهر شاید ما چیزی در زندگی کسب و فراهم نکردیم ولی گرچه اری برای رضای خدا انجام ندادیم اما اگر انشاءاللّه نیت ما بر این بوده که انجام بدهیم خدا قبول می کند و باید بگویم همه چیز در این زندگی کسب کرده ایم. شما ای فرزندان خوبم! می دانم هیچ موقع در حدی نبوید که من برای شما صحبت کنم یا از شما صحبت بشنوم و حرفهای خودم را به شما بزنم. اما این را می نویسم به یادگار می گذارم که این است پدرتان در عین علاقه سرشار نسبت به شما و دوستی با شما برای یاری دین رفت و چون دین داشت، شما را دوست داشت و همه این دوستی به خاطر خداست. وقتی دیدم دین در خطر افتاد رفتیم تا دین خدا را یاری کنیم تا در آینده شما در پناه دین زندگی کنید و دین مبین اسلام را راهنمای خود قرار بدهید. در آینده به پاس شهدا از دین پاسداری کنید و آنچه را که دین مبین اسلام می پذیرد عمل کنید و آنچنان زندگی کنید که مادرتان زندگی کرد. آنچنان انتخاب کنید که فاطمه زهرا و زینب (س) انتخاب کردند و همیشه یار حسین باشید و مونس علی. از اصحاب محمد باشید و سردار اسلام. پروردگارا فرزندانم را به تو می سپارم و از تو آنگونه که می بینی راهنمایی اش نمایی. اکنون زینبم و زهرایم! به آیندگان بگویید که ما فرزند کسی هستیم که برای یاری دین خدا رفت. ما فرزند کسی هستیم که از حسین آموخت و از محمد (ص) درس گرفت و بگویید به ما وصیت کرد که پیرو فاطمه باشیم و وارث زینب و یار حسین تا سر حد جان و آنچنان عفیف باشیم که فاطمه را خوشحال و آنچنان وفادار باشیم که زینب (س) را یادمان همیشه زنده نگه داریم و آنچنان فرزند تربیت کنیم که رضایت فاطمه را جلب کنیم. چون فاطمه (س) که حسین و حسن و زینب و کلثوم تربیت کرد و زینب را خوشحال کنیم که یار حسین زمانه باشیم و از حسین زمان پیروی کنیم و به نوای او لبیک بگوییم .
باز توای همسرم ! می دانم کاغذ جای آن قلم مرکب آن را وقت فراغت آن را ندارم که بخواهم از تو تشکر کنم.فقط تو را به خدا می سپارم و از تو می خواهم که برای بچه ها هم پدر باشی و هم مادر. توکل بر خدا کن این دنیای فانی بسر می رسد. خلاصه کم یا زیاد تو را وصی خودم قرار می دهم و از تو انتظار دارم که آنگونه که رضایت خدا را جلب می کند. بعد از من رفتار کنی. مطمئنم که سرافراز و سربلند خواهی بود و جز این نیست و بعد از تو مسئول فرزندانم برادم محمد رضا خزاعی خواهد بود. تو را به صبر و تقوا دعوت می کنم و از تو می خواهم آنگونه قدم برداری که رضایت خدای بزرگ جلب گردد و آنچنان تصمیم بگیرید و بیندیشید که فقط خدا از تو راضی باشد. اما شما ای برادران عزیز! بدانید ایمان به خدا و اعتقاد به روز قیامت موجب سعادت در زندگی و ایثار در راه خدا و انجام تکالیف الهی باعث خوشبختی می گردد. جز این بن بست است و ناامیدی، جز این فنا است و زبونی، شما ای خواهرانم و ای مهربان تر از جانم! شما را به صبرو حجاب و ترک محرمات دعوت می کنم و دست دارم آنگونه زندگی کنید. در تربیت فرزندانتان کوشا باشید که خدا از شما راضی و در آینده سرباز اسلام و بازوی امام زمان تحویل جامعه بدهید . . . حشمت اله طاهری