آیت الله ˈ عبدالله جوادی آملی ˈ در پیامی به همایش ملی تشیع و تبرستان تاکید کرد : جریان تشیع تبرستان ، دریافت صحیح حدیث شریف ثقلین است.جریان تشیع تبرستان دریافت صحیح حدیث شریف ثقلین است

 

وی در این پیام که روز یکشنبه در آیین گشایش همایش ملی تشیع و تبرستان در مرکز آموزشی شهید ادیبی مرزن آباد قرائت شد ، نوشت : وقتی اسلام به امپراتوری ایران آمد و ایران را منقلب کرد ، گروهی نقل محور بودند و زود در مدار نقل قانع شدند ، گروهی عقل و نقل محور بودند ، صبر کردند تا سخنان اصیل آسمانی را از کسانی بشنوند که قرآن ناطق هستند و هم خودشان از طرف ذات اقدس الهی علومی را که ناظر به تفسیر قرآن ، تبیین قرآن و استخراج مطالب فراوان از قرآن است ، برخوردار شوند.


این مرجع تقلید شیعان تصریح کرد : کسانی که از حجاز به ایران آمده بودند ، به مناطق متعدد سری زدند ، نیاکان ما در تبرستان حرف ها را شنیدند ، مشمول این آیه الهی ( الذین یستمعون القول ...) در وزنه زمان ، این گروه سخنان فرزندان علی (ع) را هم شنیدند ، سخنگویان قبایل دیگر را هم شنیدند ، سخنگویان ثقفی و غدیری را شنیدند ، درست بررسی و ارزیابی کردند ، دیدند آنها که سخنگویان غدیری را که از جمع بین قرآن و عترت پیام آورند ، بپذیرند و به وسیله سادات کلمات اهل بیت (ع) را خود ادراک کنند و بفهمند و باور کنند و ایمان بیاورند.

آیت الله جوادی آملی در این پیام نوشت : شنونده پیام اسلام که از حجاز به ایران می آمد ، گاهی گوش بود ، گاهی چشم بود ، گاهی عقل بود ، اگر مخاطب گوش بود یا چشم بود به یک سمت و سویی خاص گرایش پیدا می کردند و اگر مخاطب عقل یعنی خردمندان عقل محور و عدل مدار بستری پهن کردند تا پیام رهبران اسلامی را بشنوند ، آنها هرگز سخنگویان ثقفی را راه ندادند ، سخنگویان غدیری را با جان پذیرفتند و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) را با جان قبول کردند.

وی افزود : در تبرستان وقتی قرآن خوانده می شد ، برابر آیه ( و اذا قراء قرآن فاستمعو...) گوش می دادند و ادراک می کردند و باور می کردند و عمل می کردند ، وقتی هم سخنگو می گفت (قال امیرالمومنین علی ابن ابیطالب) همانند ( اذا قراء القرآن فاستمعو ...) به یکدیگر می گفتند ساکت و آرام ببینیم پیام غدیر چیست ، پیام اهل بیت (ع) چیست ، نیاکان ما در تبرستان قرآن و سخنان اهل بیت را یکسان تلقی می کردند ، یعنی در برابر آیات الهی(فاستمعو له وانتسو) را انتشار می کردند ، در برابر سخنان صریح و شفاف و قطعی اهل بیت (ع) هم (فاستمعو له وانتسو) را رعایت می کردند و این عقل مداری نیاکان تبرستان است. این عقل محوری نیاکان این سرزمین است، اینچنین نبود که هر حرفی را بپذیرند، اینچنین نبود که هر سخنی را برهان تصدیق کنند.

مدرس حوزه علمیه قم تاکید کرد : بنا بر این ، نیاکان ما در تبرستان خوب ارزیابی کردند و گفتند اسلامی که ما شنیدیم باید با معارف عقلی هماهنگ باشد ، آنچه را که اهل بیت می گفتند که تشبیه باطل است که تشبیه صرف باطل است ، جمع بین تشبیه و تنزیه حق است ، خدا را طوری معرفی می کردند که نه سخن از مکتب اشاعره و نه سخن از تجسیم و مانند آن. وقتی خوب بررسی کردند ، دیدند که ساداتی که از حجاز به ایران آمدند اهل بیت را معرفی کردند ، سخنان نورانی اهل بیت را معرفی کردند ، نیاکان ما دیدند این همان اسلام راستینی است که انبیاء وعده دادند و پذیرفتنی است وگرنه تبرستان قابل فتح نبود.

آیت الله جوادی آملی در بخش دیگری از پیام ارسالی به همایش ملی تشیع و تبرستان نوشت : مردم تبرستان ، هم سلحشور ، هم جنگجو ، هم مدافع هم غیور و غیرتمدار و از آب و خاکشان دفاع می کردند ، ولی در برابر حق تسلیم محض بودند. اینها این معارف را کم و بیش شنیدند و به وسیله برخی از گماشته های خود پیام رسان خود ، کسانی را به حضور اهل بیت می فرستادند ، از آنها یا نام و یا نامه دریافت می کردند یا پیام کتبیی یا پیام شفاهی خواسته بودند و با منطق اهل بیت آشنا شدند ، دیدند اسلام ناب همان است که علی و اولاد او می گویند.

وی افزود : آن ثقل و وزنه وزین قرآن از یکسو و ثقل و وزنه وزین دیگر دین قرآن به نام عترت از سوی دیگر ، اینها معرفان اصول اساسی دین و خطوط کلی فقه و حقوق و اخلاق و سیاست و جامعه شناسی و مانند آنند.

آیت الله جوادی آملی تصریح کرد : قرآن کریم هم خطوط کلی و کبرای قیاس را تبیین کرده است ، هم خطوط جزئی و صغرای قیاس را بیان کرده است ، فرمود : مردان متفکر را بشارت بدهید که اینها زودباورند نه دیرباور، در هسته مرکزی عقل و عدل حرکت می کنند ، قبل از اقامه برهان نظر مثبت ندارند ، بعد از تمامیت نظام استدلال قرآن توقف نمی کنند ، هم ادراک می کنند با عقل و اندیشه عمل می کنند با انگیزه ، در کنار این آیه که کبرای اصل قرآن کریم بیان کرد ، صغرا و خطوط جزئی را هم بازگو کرد و آنها خوب بررسی کردند که اهل بیت مردم را به خدا دعوت می کنند نه به غیر خدا و داعیه امامت دارند و نه داعیه ریاست و سلطنت و مانند آن و این دعوتشان با عمل آمیخته است و منطقی این است ، از این ریزتر و جزئی تر را قرآن به خوبی تشریح و تببین کرد و فرمود، وجود مبارک پیغمبر (ص) مصداق کامل داعی الی الله است که فرمود با بصیرت مردم را به حق دعوت می کنند ، همین قرآن که وجود مبارک پیغمبر را داعی بصیرانه معرفی کرد ، علی ابن ابیطالب را به منزله جان او حسن و حسین (ع) را فرزندان او وصدیقه کبری و عصمت بالغه را به عنوان نساء آنها مطرح کرده است، همه اینها و اعیان الی الله اند و با بصیرت مردم را به دین شناسی و دین باوری دعوت می کردند.

وی افزود : مطلبی که من پیشنهاد می دهم و با خواهش همراه است که مسوولان محترم این همایش ، نماینده محترم ولی فقیه در استان ، استاندار محترم ، مسوولان نظامی و سیاسی و اجتماعی و همچنین آیات عظام و علما و حجج الاسلام ، پژوهشگران و محققان و فرهیختگان تلاش و کوشش کنند این است که نیاکان ایرانی ها اگر چنانچه پیرو زرتشت بودند بررسی کنند آیا این مساله صنمیت گفته زرتشت است یا الحاقی است.

وی ادامه داد : حضرت عیسی سلام الله تثلیث نیاورد ، وجود مبارک موسای کلیم تثلیث نیاورد ، بعد از موسی آنچه که آمده است مرضی موسی کلیم بود ، نه بعد از عیسای مسیح، آنچه برخی از ترسایان گفتند و مانند آن ، این گفته های ناروا هرگز مورد رضایت وجود مبارک عیسی مسیح نبود.

آیت الله جوادی آملی تاکید کرد : عرض این است ، تشبیه برخی از یهودیها و نه تثلیث برخی از ترسایان ، این نمی تواند منصوب به آن دو ذات مقدس باشد ، آنچه در برخی از ایرانی ها رواج داشت که بوی معنویت می دهد ، هرگز مربوط به انبیاء قبلی این سرزمین نبود ، اگر کسی نبی بود و کتاب داشت ، هرگز قائل به دو مبداء نبود ، هرگز ظلمت را امری وجودی نمی دانست ، هرگز شعور را امری وجودی نمی دانست ، هرگز اهرمن را منشاء شعور تلقی نمی گردد . این را درست بررسی کنند.

وی نوشت : آنچه که از وجود مبارک پیامبر اسلام (ص) و به وسیله قرآن و عترت در بستر عقل به ایران آمده است و گروهی از مردم ایران بیش از دیگران و پیش از دیگران به استقبال ولایت اهل بیت رفتند ، برای علمای معارف قبلی نیاکان شان بود ، اگر کسی موحد نام بود جز تهدید چیزی را نمی پذیرد ، اگر کسی عقل مدار بود جز غدیر چیزی نمی پذیرد.

این مرجع تقلید تصریح کرد : اگر مرحوم شهریار در وصف علامه امینی سرود ، اگر این تحقیق بشود که ایرانیان اصیل موحد بودند ، نه مشرک ، توحیدی بودند نه تثنیه ای ، این سندیت هم ملحق خواهد بود ، این نژاد و هستی عاقلانه است نه نژاد دوستی متعصبانه و کورکورانه ، بنا بر این این عقل مداران پیام ناب اسلام را از سخنگویان غدیری شنیدند ، پذیرفته و دل سپردند.